کالوکیشن های رایج انگلیسی با Make
*** روابط:
make friends (دوست پیدا کردن)
It’s hard to make friends when you move to a big city.
وقتی به یک شهر بزرگ نقل مکان می کنید، دوست پیدا کردن سخت است.
make a pass at / flirt with someone (ابراز علاقه به جنس مخالف)
My best friend’s brother made a pass at me – he asked if I was single and tried to get my phone number.
برادر بهترین دوستم به من ابراز علاقه کرد – او از من پرسید که آیا مجردم و سعی کرد شماره تلفنم را بگیرد.
make fun of someone = tease / mock someone (کسی را مسخره کردن)
The other kids made fun of Jimmy when he got glasses, calling him “four eyes.”
بچه های دیگر وقتی جیمی عینک گرفت، او را مسخره کردند و او را “چهار چشم” خطاب کردند.
make up / resolve a problem in a relationship
( حل مشکل در یک رابطه / آشتی کردن )
Karen and Jennifer made up after the big fight they had last week.
کارن و جنیفر بعد از دعوای جدی که هفته گذشته داشتند آشتی کردند.
*** ارتباطات اجتماعی:
make a phone call (تماس تلفنی برقرار کردن)
Please excuse me – I need to make a phone call.
ببخشید – باید یک تماس تلفنی بگیرم.
make a joke (شوخی کردن)
He made a joke, but it wasn’t very funny and no one laughed.
او شوخی کرد، اما خیلی خنده دار نبود و هیچ کس نخندید.
make a point(نکته ای را بیان کردن)
Dana made some good points during the meeting; I think we should consider her ideas.
دانا در این دیدار به نکات خوبی اشاره کرد. من فکر می کنم ما باید ایده های او را در نظر بگیریم.
make a bet (شرط بندی کردن)
I made a bet with Peter to see who could do more push-ups.
من با پیتر شرط بندی کردم که ببینم چه کسی می تواند فشارهای بیشتری انجام دهد.
make a complaint (شکایت کردن)
We made a complaint with our internet provider about their terrible service, but we still haven’t heard back from them.
ما با ارائه دهنده اینترنت خود در مورد خدمات وحشتناک آنها شکایت کردیم، اما هنوز از آنها خبری نشنیده ایم.
*** برنامه ها و پیشرفت:
make plans (برنامه ریزی کردن)
We’re making plans to travel to Australia next year.
ما در حال برنامه ریزی برای سفر به استرالیا در سال آینده هستیم.
make a decision / choice
انتخاب کردن / تصمیم گرفتن
I’ve made my decision – I’m going to go to New York University, not Boston University.
من تصمیم خود را گرفتهام – میخواهم به دانشگاه نیویورک بروم، نه دانشگاه بوستون.
make a mistake (اشتباه کردن)
You made a few mistakes in your calculations – the correct total is $5430, not $4530.
شما در محاسبات خود چند اشتباه مرتکب شدید – مقدار صحیح کل 5430 دلار است نه 4530 دلار.
برای آشنایی بیشتر با make و کابردهای این کلمه و همچنین دریافت مثال های بیشتر در حوزه کابردهای مختلف make و کالوکیشن های مهم و پرکابرد ساخته شده با این کلمه می توانید به مقاله کاربرد make در انگلیسی مراجعه کنید.

ویتهلد Withheld شدن آیلتس چیست و چه زمانی رخ میدهد؟